تبليغاتX
zigzag dreams

حدس میزنید این اثر کیه؟؟؟؟؟؟

بله درست حدس زدید این تابلو ی آبرنگ کار هنرمند عزیز آقای آدولف هیتلر است.

اینجا بقیه کاراشو ببینید.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 19:42 توسط Tala |

A brief History of Time/ تاريخچه زمان

 

هميشه به علم نجوم وهر چي كه مربوط به فضا و اون بالا ها مربوط مي شه، علاقه داشتم و همين علاقه باعث شد كه در يكي دوتا ازكلاس هاي اختر شناسي شركت كنم اوليش يكي از فرهنگسرا ها بود ، كانون نجوم آماتوري، متاسفانه اون چيزي كه من توي ذهنم داشتم با محيط اونجا فرق داشت .بيشر وقت كلاس اختصاص به جزوه نويسي از صحبتهاي استاد مي شد كه دقيقا 90 درصد ازاونها رو ميشد دركتابهاي مربوطه پيدا كرد ! ودر ادامه رصد خورشيدي داشتيم كه تشكيل مي شد از يك عدد تلسكوپ (كه بزركنماييش يادم نيست)در محوطه بيرون از كلاس و البته بدون استادكه يه بي نظمي و وقت تلف كني بود.

تابستان پارسال هم يك جاي ديگه، دوره مثلا اختر فيزيك ثبت نام كرده بودم اما تبديل شد به تركيبي از روخواني از يه جزوه  200 صفحه اي توسط استاد گرامي و دو سه بار شب رصدي(صورت هاي فلكي) كه ربطي به دوره مربوطه نداشت، يادم رفت يك كامپيوتر پنتيوم 2 هم داشتيم كه اسلايدهاي سياه سفيد پخش ميكرد!!!!!!! و در جلسه آخرتونستيم تلسكوپ اين كلاس فوق پيشرفته مون رو زيارت كنيم، اونهم به صف.............

به هر حال اين چند خط رو نوشتم كه بگم آقاي "استيون هاوكينگ" روكه ميشناسيد، پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار داردكه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.

همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند. زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه

توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد. كتاب تاريخچه زمان را هم سال 1988 منتشر كرد كه به زبان ساده و قابل فهم عامه پيچيده ترين مسائل فيزيك جديد وكيهان شناسي و بخصوص ماهيت زمان و فضا را بررسي كرده و نظريات و محاسبات خودش را شرح داده و جزو پر فروش ترين كتاب ها بوده است.

 خواندن اين كتاب و هم چنين كتاب ديگرش جهان در پوست گردو( دنباله تاريخچه.......) باعث شد مطالعات در اين زمينه رو كه خيلي وقته فراموش كردم رو ادامه بدم، ( يكي از بخش هاي عجيب و رمزآلود درمباحث كيهان شناسي،سياهچاله ها و ساختمان اونهاست و هاوكينگ در اين كتاب با نظريه ها ومحاسبات خودش ثابت ميكنه چندان هم بدون نور نيستند. فوق العادس. نه؟؟)

 پ_ اگر كسي اينجا رو ميخونه و ميتونه اطلاعاتي در مورد كلاس هاي آموزشي مفيد والبته مجهز به من بده لطفا هر چه سريع تر اين كارو بكنهچون بد جوري دلم هواي اينجور كلاس ها رو كرده( يا حتي اگر علاقمند ويا عضو انجمن هاي نجومي هستيد ، خوشحال ميشم در موردشون بهم اطلاعات بديد.)

See Explanation.  Clicking on the picture will download
 the highest resolution version available.

 

 زندگینامه هاوکینگ                  هر روز یک عکس نجومی  


 

I'm nobody who are you????

 

Are you nobody too?????????

 

Then there's a pair of us – don't tell

 

They'd advertise – You know!

 

How dreary to be somebody!

 

How public like a frog

 

To tell one's name the livelong day

 

 To the admiring bog

 

By Emily Dickenson           

 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 1:26 توسط Tala |

...... و بشر در بند توجیهات خویش است. 


 

 

 

 

 

     

 -  خدايا اگر وجود داري، روح مرا ، اگر وجود دارد نجات ده !


  

   آخ چي مي شد زندگي گزينه" آندو " داشت مثل فتوشاپ

        

                                                                                     

+ نوشته شده در شنبه 14 مرداد1385ساعت 17:43 توسط Tala |

ويرجينيا ولف تا ده سال بعد از خواندن (( در جستجوي  زمان از دست رفته)) چيزي ننوشت مي گفت پروست چيزي براي ديگران باقي نگذاشته.

      

فرانسوي ها به پروست افتخار مي كنند. دليلش ساده  است: يك فرانسوي بورژواي هميشه بيمار، در بستر بيماري، هفت جلد داستان پيوسته نوشته است كه جدا از ارزش منحصر به فرد ادبي اش، به بهترين نحو، فضاي اشرافي اواخر دهه نوزده پاريس را توصيف كرده است. گرچه فضاهاي اشرافي انگليسي در ادبيات آنگلوساكسون بارها و بارها تكرار شده اند، اما حداكثر زمينة اتفاقات عاشقانه رمان هاي پاپ بوده اند. در اين شرايط است كه پروست با در جست وجوي زمان از دست رفته تكليف اشرافيت، روشنفكري و ادبيات اواخر قرن نوزده فرانسه را يكجا روشن كرده، و مايه مباهات همه فرانسويان، فرانسه زبان ها و مستعمرات فرهنگي فرانسه در سراسر دنيا شده است.

.
پروست متولد 1871 پاريس و از يك خانواده بورژوا است. آن قدر ارث به اش رسيده بود كه هيچ  وقت براي پول نخواهد كار كند، در آپارتمان مجهزي در پاريس زندگي كند، هزينه درمان  جسم هميشه بيمارش را به راحتي بپردازد، مدام مهماني بگيرد و براي چاپ كتاب هايي كه ناشران تن به چاپش نمي دادند خودش،پول بپردازد . اين آدم مريض شهرتش را مديون يادداشت هايي است كه در رختخواب نوشت و داستانش را از مهماني هاي اشرافي اطرافش الهام گرفت. ابتدا قرار بود در جست وجوي زمان از دست رفته يك كتاب سه جلدي باشد، اما چون هيچ ناشري حاضر نشد كتاب را چاپ كند و جلد اول را خود پروست با هزينة شخصي در 1913 چاپ كرد، زمان براي چاپ كتاب، از دست رفت و با آغاز جنگ جهاني و تعطيلي صنعت نشر، پروست دوباره كتاب را از اول نوشت و اين بار كار تبديل به هفت جلد شد. پروست بعدها هم مدام در حال تغيير متن داستان بود. و حتي بعد از اين  كه ناشر، متن حروفچيني شده را براي تصحيح در اختيار پروست مي گذاشت، پروست باز مشغول دوباره نويسي آن مي شد. طوري كه يك بار ناشر پس از ديدن تصحيحات پروست، قرارداد را به هم زد. البته ناشرها از طولاني بودن و خسته كنندگي كتاب هم شاكي بودند و مي گفتند چرا بايد مردم چيزي را بخوانند كه 30 صفحة آن به شرح غلت خوردن قهرمان داستان اختصاص يافته است؟ البته وقتي پروست جايزة گنگور سال 1919 را گرفت و كتاب فروخت، ناشرها هم كوتاه آمدند و اجازه دادند پروست به روده درازي هايش ادامه بدهد. البته آن  همه تصحيح هاي متعدد و اضافه كردن به ماجراهاي تودرتوي كتاب، تمركز پروست را به هم نزده و تعداد زيادي از شخصيت هاي داستان در جلد پاياني گرد هم مي آيند. هنگامي كه در نوامبر 1922 مارسل پروست مُرد، هنوز سه جلد آخر رمان منتشر نشده بود و برادرش روبر آن سه جلد را تا سال 1927 چاپ كرد.
ماجراي هر يك از كتاب هاي درجست وجو... نشان دهنده بخشي از سلوك شخصيت اول داستان (كه هيچ وقت اسمش را نمي فهميم) به سمت دنيايي نو است. اين رمان پيش از آن كه داستاني كلاسيك باشد، تك گويي اين شخصيت اول است كه تا حدود زيادي بر خود پروست منطبق است. به همين دليل هم هست كه گاهي آن را نه يك اثر داستاني كه يك اتوبيوگرافي مي نامند. و اين، اتفاقا يكي از علت هاي اهميت پروست هم هست. تا آن زمان، مؤلف هيچ گاه جزو شخصيت هاي داستان نبود و به نوعي يك وقايع نگار داناي كل محسوب مي شد. پروست اما در رمانش اين سنت را كاملا زير پا گذاشت و بي آن كه بداند، پايه گذار رمان مدرن شد. اهميت در جست وجو... در ادبيات فقط به اين دليل نيست، بلكه نداشتن طرح مشخص در رمان، چيزي كه همه نويسنده هاي قبلي از آن وحشت داشتند هم باعث شد كه ملت، پروست را ستايش كنند. در در جست وجو... هيچ حادثه غيرمنتظره اي كه جريان را به هم بزند، ديده نمي شود و هيچ شخصيتي كه سرنخ ماجرا در دستش باشد وجود ندارد؛ در جست وجو ... مثل خود زندگي است. آرام و كسل كننده و در عين حال شگفت انگيز.

در جست  وجو زمان از دست رفته... دستگاه فلسفي خاص پروست و انسان شناسي و هستي شناسي خاص پروست هم هست. پروست در اين كتاب، تكليف عشق، مرگ، خاطره، حافظه، جامعه، ادبيات، هنر و... را روشن مي كند، اما نه مثل فيلسوف ها با قاطعيت و روشني. اين جا هم همان عدم قطعيت و پيچيدگي خود زندگي را داريم. همين پيچيده و چندپهلو نوشتن هم يكي ديگر از دلايل شهرت پروست و رمانش است. در توصيف پيچيدگي متن اصلي، همين بس كه احتمالا جز مترجمين كتاب ها و خود نويسنده، هيچ كس كتاب را تمام و كمال نخوانده. اگر فكر مي كنيد اين طور نيست، خودتان امتحان كنيد. البته شما كمابيش از اين و آن مي شنويد كه همه هشت جلد فارسي يا هفت جلد فرانسه يا انگليسي را خوانده اند، كه بيشتر مواقع چنين ادعايي يك دروغ مصلحت آميز روشنفكري بيش نيست. خيلي ها معتقدندكتابخوان ها به دو دسته در جست وجو... خوانده ها و در جست وجو... نخوانده ها تقسيم مي شوند، كه البته شايد بتوان گفت گروه اول وجود خارجي ندارند. به نقل از:  http://hamshahri.org/

امروز خواندن در جستجوي .... را شروع كردم .خوشحال ميشم اگه جزو كساني هستيد كه خوندينش (حتي چند صفحه) نظر تون را بدونم..

 

                   

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 23:32 توسط Tala |

زندگي رمز آلود نيست واين واقعييت روي هر برگ درخت ٬ روي هر سنگريزه كنار ساحل ودر هر شعاع نور خورشيد نوشته شده است. زندگي از تو نمي ترسد،پس چرا خودش را از تو پنهان كند؟! در واقع، اين تو هستي كه پيوسته خودت را پنهان مي سازي . توخودت را به روي زندگي مي بندي٬ از آن ميترسي. واهمه داري  زيرا زندگي به مرگي پيوسته نياز دارد. بر گذشته بايد مرد . اين است ضرورت عظيم زندگي. اگر بتواني درك كني فهم اين مطلب ساده خواهد بود.

 از گذشته بيرون بيا  تركش كن . گذشته تمام شده است. فصل را ببند. و آنگاه زندگي در دست توست.ولي تو در گذشته مي ماني ، واين چسبندگي هيچ گاه پاياني ندارد و به جاي اينكه تو را به زمان حال بياورد به سوي آينده سوق مي دهد.

كافي است از گذشته و خاطرات بيرون بيايي. گذشته ديگر نيست وآينده هنوز نيست. آنچه موجود است حال است و حال همان خداوندست.

 Grimacher's photo uploaded Jul 26 2006 18:34                                                                             

   آلبوم نقاشی های صادق هدایت

 

 

 

          - نقاشی های صادق هدایت

           عکس ( بالای صفحه سمت چپ) از شاهکارهای دوستم هست ولی فکر میکنم یک اشگالی داره

          یعنی یکمی  منوشبیه یه روحی که تازه از جسمش جدا شده کرده  نه؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 22:45 توسط Tala |