تبليغاتX
zigzag dreams -
مردانگي پوشش زنان
 

امين بزرگيان 

سخنگوي قوه قضاييه چند روز پيش اعلام كرد: «براي برخورد با بدحجابي به حكم قضايي نيازي نيست اما بايد با برنامه، برخورد مناسبي صورت گيرد

وي افزود: «طبق تبصرهء مادهء 638 قانون مجازات اسلامي زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر مي‌شوند به حبس از يك روز تا دو ماه به 50 تا 500 هزار ريال جزاي نقدي محكوم مي‌شوند.» (خبرگزاري ايسنا - 29 فروردين 85)

اظهارات سخنگوي قوهء قضاييه در شرايطي عنوان شد كه قبل از وي نيز تعدادي از نمايندگان مجلس و اعضاي شوراي شهر نسبت به مسالهء پوشش زنان ابراز نگراني كرده بودند.

مسالهء پوشش زنان كه با شروع فصل گرما به يك مسالهء اجتماعي تبديل مي‌شود، از جوانب متعددي قابل بررسي و دقت است. يك جنبه، بحث مسالهء پوشش و چگونگي دخالت نهادهاي رسمي در اين موضوع است كه معمولائ مورد توجه قرار مي‌گيرد و حساسيت‌برانگيز است.

جنبهء ديگر، نسبت ميان زن و پوشش است و چگونگي اين رابطه و تاثير آن در موضع‌گيري نهادهاي رسمي و جامعهء مدني. اما جنبهء سوم، نقش مرد در رابطهء ميان پوشش و نهادهاي رسمي و همچنين رابطهء زن و پوشش است.

وقتي مسالهء پوشش در عرصهء عمومي مطرح مي‌شود بيشتر نگاه‌ها و تاثير‌ات يا اعتراضات معطوف به جنبهء اول اين موضوع مي‌شود و حوزه‌ها و جنبه‌هاي ديگر مغفول مي‌ماند.

البته نگاه معطوف به «نهادهاي رسمي» (نگاه تاييد‌ي يا اعتراضي) گفتمان رايج در بيشتر مسايل اجتماعي ماست، كه نمي‌تواند به تنهايي راهگشا باشد. زماني مي‌توان نسبت ميان قدرتي و حوزهء خصوصي (مثل پوشش) را درك كرد كه بتوان به جنبه‌هاي ديگر اين مساله نيز دقت كرد.    

در ابتدا بايد گفت كه بدن در غرب و پوشش در ايران مستقيمائ در يك حوزهء سياسي درگير است و روابط قدرت نوعي چسبيدگي بلافصل با آن دارند (به تعبير ميشل فوكو فيلسوف فرانسوي) براي بدن و پوشش سرمايه‌گذاري مي‌شود، نشانه‌گذاري مي‌شود، تربيت مي‌شود و نزاع صورت مي‌گيرد.

زنان طبقهء متوسط در شهرهاي بزرگ ايران قبل از آن كه پوشش را براي نهادهاي رسمي، تبديل به مساله كنند، آن را براي خويش مساله ساخته‌اند. زنان، به سبب زنانگي‌شان و مسايلي كه از بابت آن، درگيرند، بسيار بيش از مردان نسبت به مسايل جسمي و بدني خويش حساس هستند. اين حساسيت در كنار ساختار وضعيت فرهنگي كه درون آن قرار گرفته‌اند، منجر به از خود بيگانگي آنان نسبت به بدنشان مي‌شود و از آن جدا مي‌شوند. در اين‌جا جسم و بدن تبديل به چيزي در ميانهء «خود» و «ديگري» مي‌شود. با برقراري اين وضعيت، پوشش زن، واسطه‌اي مي‌شود براي برقراري ارتباط ميان خود و ديگري.

چگونگي «پوشش» را ديگر خود، به تنهايي مشخص نمي‌كند، بلكه ديگري نيز در اين ميان، بسيار فعال و تأثير‌گذار مي‌شود.

ديگري، در اين‌جا، چيزي نيست جز مرد. خواست مرد، نگاه مرد در واقع، پوشش با وجود تعلق نخستينش به زن، مردانه مي‌شود. خواست راستين زن در آن ناپديد و تعلق مردانه و ميل او مهم مي‌شود پوشش زن آن‌گونه مي‌شود كه مرد مي‌خواهد. در اين‌جا سوژه و فاعل اثرگذار، مرد و مردانگي مي‌شود.

نوع وضعيت جسماني زن و پوشش او در دورهء قاجار بازتاب خواست و ميل مرد آن دوره و زن و پوشش او در دورهء جديد، بعضائ ،بازتاب خواست و ميل مرد در اين دوره است. در اين وضعيت  فاعليت زن، كاملائ حذف و مردانگي، مسلط مي‌شود.    

شايد بتوان گفت كه شكل مانتوها، روسري‌ها، شلوارها، رنگ پوشش و... در خيابان‌هاي امروز شهري همچون تهران در فقدان عامليت زن، بازتاب خواست مردانه است. پس مخالفت برخي با نوع پوشش بعضي از زنان كه با عنوان بي‌حجاب يا بدحجاب تعبير مي‌شود در مواردي مخالفت نوعي از ميل مردانه با نوع ديگري از ميل مردانه است.    

زنان طبقهء متوسط ايراني امروزه بايد بيش از انتقاد از دخالت نهادهاي رسمي در نوع پوشش آن‌ها، با تأمل درشاخه‌اي از نگرش اجتماعي مردسالارانه كه حتي در پوشش آن‌ها متجلي شده است، سعي كنند عامليت خود را احيا كنند و به اين مساله بينديشند كه نوع پوشش من از ميل من برخواسته است يا از نظام معاني مردسالارانه و به اين ترتيب، خود را هرچه بيشتر رها كنند. قدرت بيش از آن كه در اشكال عريان و جزيي‌اش وجود داشته باشد در اشكال مخفي و كلي‌اش (مردسالاري) اعمال مي‌شود و مخرب است. حساسيت زنان پيش و بيش از آن كه بايد متوجه اقدامات نهادهاي رسمي باشد بايد متوجه جريان‌هايي شود كه عامليت و فاعليت آنان را حذف و منجر به از خود بيگانگي آن‌ها مي‌شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 21:43 توسط Tala |