|
این مصاحبه را از آرشیو همشهری پیدا کردم. جالبه.
گفت وگو با جمال الدين خرمي نژاد، نقاش
اتفاقات ناگهاني در حركت قلم مو
گفت وگو: الهه رحماني خاكي در تمام آثار سيد جمال الدين خرمي نژاد آبرنگ كار ايراني ، مي توان ردپاي ايران و ايراني بودن را به وضوح پيدا كرد. دانشجويان بسياري در دانشگاههاي علم و صنعت، الزهراء، هنر، آزاد اسلامي و دانشگاه تهران از حضور در كلاسهاي او بهره برده اند. خرمي نژاد دبير بي ينال و جشنواره هاي مختلفي در داخل و خارج از كشور و عضو هيأت انتخاب آثار در جشنواره هاي متعددي بوده است. برگزاري بيش از ۱۵۰ نمايشگاه نقاشي گروهي و انفرادي در داخل و خارج كشور از جمله فعاليتهاي هنري اين هنرمند است. همچنين تعدادي از آثار خرمي نژاد در موزه هنرهاي معاصر، موزه شهدا، مجموعه فرهنگي آزادي و موزه امام علي(ع) نگهداري مي شوند. گفته ها و نظريات اين هنرمند را درباره آثارش و هنر نقاشي امروز مي خوانيد. * از خودتان بگوييد؟ اين كه متولد چه سالي هستيد و از كجا حرفه نقاشي را آغاز كرده ايد؟ و چه اساتيدي را شاگردي كرديد؟ - متولد ۱۳۲۴ هستم و امسال ۵۸ سال را تمام كردم و وارد ۵۹ سالگي مي شوم. ۱۰ ساله بودم كه بر حسب تشخيص استعدادم توسط پدرم به شاگردي استاد هوشنگ پيماني كه در حال حاضر خارج از كشور به سر مي برد، درآمدم و با او فراگيري نقاشي را به سبك رئال آغاز كردم. استاد خوبي بود و ياد و خاطره اش هميشه برايم گرامي است. در سال ۴۲ وارد هنرستان هنرهاي زيباي پسرانه شدم، استادان بسيار خوبي داشتم همانند مرحوم كاظمي، آقاي داودي و همين طور آذرگين، محسن وزيري . همچنين استادي داشتم به نام اشلامينگر كه از اساتيد مدرسه آلماني باهاوس بود و بهترين استادم آقاي مهدي ويشكايي را شاگردي كردم. از همان دوران كودكي كه نقاشي را شروع كردم، علاقه خاصي به سبك رئال داشتم و اين سبك برايم بسيار جالب بود. * اشاره به سبك رئال كرديد، چه چيزي باعث شده كه شما با وجود تجربه سبكهاي مختلف همچنان اين روش را متمايز مي دانيد؟ - من سبكها و روشهاي مختلفي را تجربه كرده ام. سبك رئاليسم برخلاف مدرنيسم است. كارهاي مدرن هيچ گاه مرا راضي نكرده است؛ چون احساس مي كنم كه داراي يك سري قواعد خيلي كليشه اي است كه اتفاق خاصي حداقل از نظر من در آن نمي افتد. اما همانطور كه پيوسته راهم را در سبك رئاليسم ادامه مي دهم، هميشه اعتقاد دارم كه يك نقاش رئاليسم بايد معاصر باشد. معاصر كلمه مهمي در اين جا به شمار مي رود و به اصطلاح درك مفهوم زمان و بودن در آن مقطع از جهان كه در حال رشد و شكوفايي و پيشرفت است، مي باشد. تمام پيشرفتها در تمامي ابعاد اتفاق مي افتد و هنر هم مستثني از اين مقوله نيست. * از آبرنگ و تكنيك هاي آن برايمان بگوييد؟ - آبرنگ تعريفي خاص و ويژگي هاي خاص خودش را دارد. اين روش نوعي نقاشي است كه در آن خيلي از نتيجه كار نمي توان مطمئن بود، زيرا اتفاقات ناگهاني كه هنگام حركت قلم مو روي كاغذ پيش مي آيد گاه موجب زيبايي و جذابيت بيشتري از آنچه كه انتظارش را داريم، مي شود. يك هنرمند آبرنگ كار بايد هوشمندانه اين اتفاقات را استقبال كند و به سمتي هدايتشان كند كه اثر را زيباتر نشان دهد. آبرنگ با وجود اين كه زلالي و رواني و راحتي خاصي در تكنيك دارد اما از نظر كار، يكي از مشكل ترين گرايشهاي نقاشي است. اين تكنيك جذابيتي را در انسان به وجود مي آورد كه مي توان آن را مديون سبكي رنگها و رواني آنها و ايجاد اتمسفرهاي خوب طبيعت در آبرنگ دانست. آبرنگ جزو گرايشهايي است كه نبايد در آن اشتباه شود. زيرا اولين اشتباه مي تواند آخرين اشتباه هنرمند در خلق اثر باشد و با اصلاح نمي توان در آن ساخت و ساز كرد. در كار آبرنگ بايد خوب انديشيد و از عنصر فكر خوب استفاده كرد، خوب ديد و خوب كار كرد. يعني سه عنصر دست و چشم و به خصوص تفكر در اين كار نقش بسزايي دارند. به اين جهت يك اثر هنري خوب آبرنگ، اثري است كه متفكرانه اتفاق افتاده باشد و ردپاي فكر و انديشه را به بيننده و مخاطب منتقل كند. به همين جهت است كه بينندگان و مردم ارتباطي خوب با اين تكنيك نقاشي برقرار مي كنند. ما اگر فيزيك طبيعت را در نظر بگيريم به دليل اكسيژن و هواي مرطوب و بودن هوا و آب و عناصري مثل اين دقيقاً آن چيزي را كه در آبرنگ داريم مي بينيم و با همان امكانات از آن استفاده مي كنيم. آبي كه در طبيعت است، همان عنصري است كه در نقاشي رنگ طبيعت را روي بوم يا كاغذ با آن منتقل مي كنيم. آبرنگ گرايشي است كه در تاريخ هنر ما از گذشته هاي دور وجود داشته است و آن را نوعي رنگ رومي مي گفتند. به اين معني كه در اين تكنيك مديوم آب و پودر رنگ به همراه صمغي بود كه از آن به عنوان بسط رنگ استفاده مي شد. در هنر ما پديده آبرنگ جايگاه ويژه اي داشته و گرايش ناآشنايي براي هنرمندان ما نيست؛ اما شكي نيست كه هنر غرب امروز تأثير بسزايي در كار هنرمندان دوره حاضر داشته است و پيشنهاد من اين است كه هنرمندان هميشه هويت ايراني را بايد در قلم خود داشته باشند و در قالب و نقش تفكر غربي كار خود را ارائه ندهند، بلكه ما بايد ابزار و روش را از دنياي پيشرفته بگيريم و با پيشينه ممكن خودمان ادغام كنيم. آن زمان است كه آنچه به دست مي آيد هماني است كه حال و هواي ملي و ايراني بودن را در خود دارد. * در نقاشي شما، آثار بسياري از معماري ايران به چشم مي خورد. آيا علاقه خاصي به معماري داريد؟ - يكي از نشانه هاي بارز تمدن ما معماري هاي ادوار مختلف است. چه بعد از اسلام و چه قبل از اسلام. همچنين به ويژگي هاي هر دوره از تاريخ نبايد سطحي نگاه كرد. بايد عميق ديد و تكنيكي كه شايسته بيان و نمايش اين آثار است را به كار گرفت. من به ساختمان هاي آجري و گرم كويري علاقه بسيار دارم و دليل گرايش من به سبك معماري قديم ايران اين است كه روزي با خانواده به اصفهان رفته بوديم كه در كوچه پس كوچه هاي شهر خرده هاي گچ و آينه كاري و كاشي كاري را بر روي زمين ديدم و در كنار آن خرده ها يك ساختمان بي هويت با معماري مبتذل كپي شده دست چندم غربي را جايگزين كرده بودند كه اين خود باعث شد بسيار متأسف شوم. به همين دليل احساس كردم ممكن است معماري كهن ما در مسيري قرار بگيرد كه به خاطر سودجويي ها و سهل انگاري ها به سمت و سوي معماري بي نظم و بي هويت غربي هدايت شود. پس از اين با نوعي احساس نگراني شروع به كار در اين حيطه كردم و به پيشنهاد دوستي اين راه را ادامه دادم و تاكنون بالغ بر۵۰ اثر از تمام نقاط ايران چه از لحاظ بافتهاي معماري، اجتماعي و بخشهاي طبيعي ايران كار كردم و اين مجموعه را به كتابي با عنوان «ايران سرزمين آب و رنگ» گردآوري نمودم. * هنر مدرن در آثار نقاشان امروز را چطور مي بينيد؟ - ما در چند ساله اخير يكسري حركتهاي بي رويه به سوي مدرنيزه شدن داشتيم. البته بهتر است در ابتدا بگويم كه من هم نقاشي مدرن را دوست داشته و به آن اعتقاد دارم؛ ولي نقاشي مدرني كه داراي هويت تاريخي باشد. اين روزها به دليل عدم توانايي برخي هنرمندان به دانشجويان دانشكده ها، نقاشي مدرن به نوعي تحميل مي شود، آن هم با فرهنگي كه دانشجويان شناختي از آن ندارند. مردم ما با تمدن نو آشنا هستند و با تمدن پيشين خود مأنوسند و به دليل تمدن كهن و پرافتخاري كه ما داريم، چنين سبكهاي نوي هويتي را دنبال مي كنند كه در اين كارهاي مدرن كمتر به چشم مي خورد. متأسفانه در آثار خيلي از نقاشان ما ردپاي ايراني بودن و وابسته بودن به اين آب و خاك احساس نمي شود و صرفاً كپي يك نقاشي دست چندم فرهنگي ديگر را انجام مي دهند در حالي كه در دنيا هر گرايشي چه رئاليسم ،چه مدرن و يا امپرسيونيسمي و پست امپرسيونيسمي و مكاتب مختلف ديگر هر كدام جايگاه ويژه خودشان را دارند و كسي براي كسي تعيين تكليف نمي كند. در مجموع هر روش و گرايشي مخاطب ويژه خودش را دارد. * يكي از سوابق مشخص شما در زمينه نقاشي، كار براي كودكان است در اين مورد توضيحي بفرماييد؟ - يكي از تخصصهاي من در رشته گرافيك، تصويرگري كتاب كودك است. من اين رشته را در دانشگاههاي مختلف تدريس مي كردم و در زمينه كار تصويرگري آثار زيادي در كتابهاي كودك داشته ام. موضوع قابل بحثي كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه اهميت تصويرگري كتاب كودك رو به فراموشي رفته است و اين هم به دليل عدم استقبال ناشرين و عدم كمك دولت و وزارت ارشاد است. و اگر هم كتاب كودك چاپ مي شود با پايين ترين سطح كيفيت در چاپ اتفاق مي افتد. اين در حالي است كه تمام دنيا اهميت خاصي به كودك و فرهنگ كودك قائل مي شوند؛ همانند نمايشگاههايي مثل بلونيا و براتيسلاوا. اين اهميت به دليل آينده ساز بودن كودكان هر كشور است و سرمايه گذاري روي اين سنين يعني ساختن آينده روشن و پرافتخار، ولي متأسفانه اينجا كتابي كه براي كودك نوشته مي شود با اينكه بهاي چندان بالايي هم ندارد، والدين تمايل زيادي به خريد آنها ندارند. در حالي كه طبيعتاً اين موضوع بسيار مهمي براي تربيت فرزندانشان مي تواند باشد. | |||||
|
|
به خودم گفتم׃ راستي عجيب است! عاقل ترين زن جهان نيز برفراز يكي از تپه هاي دهلي همين نظر را اظهار داشته و به من چنين تائيد كرده بود׃ عزيزم ! زنان در سرتا سر جهان سر ئته يك كرباسند. به هر نژاد و آب وهوا و مذهب تعلق داشته باشند در اصل با هم برابرند زيرا طبيعت انسان تغيير پذير نيست.آيا حق به جانب او نيست؟ وقتي درست به وضع زن از اين سو تا آن سوي جهان مي نگريم مشاهده مي كنيم كه عموما بطور غير طبيعي ودر اشتباه محض بسر ميبردند و اعم از اينكه مانند حيوانات در باغ وحش جدا از مردان زندگي كنندويا اينكه مانند كلاغ سيله تمام بدن را در چادر هاي سياه پنهان سازنندويا آنكه مانند جنگجويان باستاني به دلاوريهاي حيرت انگيز پردازند و سينه خود را مملو ازنشان و مدال كنند هيچ كدام چنانچه بايد از سعادت حقيقي واز مزاياي اصلي جنس خود بر خوردار نيستند و من شخصا نميتوانستم بين تاثري كه از مشاهده عروس تيره بخت كراچي و غمي كه از ديدن سرباز زن آنكارا احساس كردم كداميك شديدتر بود و نيز نمي توانستم بدرستي تشخيص آيا آن زن با پاي باندبسته وحشت انگيز تر است يا .......................
................. همه زنان كم وبيش راه غلطي را پيش گرفته اند كه جز رنج و عذاب پاياني ندارد. وردي كه امروز بر سر زبان تمام زنان جهان جاري است عبارت از استقلال وپيشرفت است . در هر نقطه اي از جهان كه فرود آمدم به همين دو كلمه بر ميخوردم كه گفتي مانند آدامس در دهانها جويده مي شود غافل از اينكه اين آدامس ممكن است معده آنانرا سخت ناراحت كند.
................ در اين گردش جز چرخيدن يكنواخت و يكسان همه زنان را دور يك محور رنج و بدبختي احمقانه چيز جالبي نديده و به اين نتيجه رسيده بودم كه هيچ كدام چنانچه بايد راه نيك بختي حقيقي را تشخيص نداده اند.
▲ ((جنس ضعيف – اوريانا فالاچي – ترجمه : ويدا مشفق ))
☻(جنس ضعيف) را چند ماه پيش خوندم البته خيلي دير فهميدم خانم فالاچي كتابي در مورد مسايل زنان دارند، همان طور كه خودش در ابتداي كتاب نيز اشاره ميكند׃ من تا آنجا كه برايم امكان پذير باشد، سعي دارم درباره زنان و مسايلي كه به آنان مربوط ميشود٬ چيزي ننويسم . نميدانم چرا در اين مورد دچار ناراحتي مي شوم و موضوع به نظرم مسخره مي رسد. نمي فهمم مگر زنها نژاد مخصوصي هستند كه موضوع جداگانه و خاصي را ٬ مخصوص در مطبوعات، تشكيل دهند. مانند موضوعي مثل ورزش ٬ سياست يا پيش بيني هواي كشور ! خداوند زن ومرد را آفريد كه در كنار يكديگر زندگي كنند و از آنجاكه چنين امري، بر خلاف عقيده عده اي از منحرفين٬ بسيار لذت بخش نيز هست دليلي نميبينم كه با زنها هم چون موجوداتي رفتار كنيد كه در يك كره ديگر زندگي كرده و خود توليد مثل ميكنند. آنچه مورد توجه مردهاست مورد توجه زنها نيز هست............. بنابراين وقتي از من ميپرسند (( شما براي زنها مطلب مينويسيد ؟)) يا (( در باره زنها مينويسيد؟)) سخت عصباني ميشوم.
اگر شما هم اين كتاب را خوانده ايد و اطلاعات ديگري از خانم فالاچي داريد من را هم بي نصيب نذاريد.
- پست قبلي فقط يكي از صدها احساس ضد ونقيضي هست كه در گذر لحظه هاي اين به اصطلاح زندگي دچارش ميشوم يا بهتر بگويم همه ميشويم. يك لحظه مي خواهي تمام شود و تنها چندي بعد زاويه اي جديد و زيبا را كشف ميكني... اوه يعني ارزشش را دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟